ملا عبد الفتاح فومنى گيلانى
133
تاريخ گيلان ( فارسى )
سپهسالار لاهجان - و طالش كولى و كيا جلال الدين - سپهسالار ديلمان - بود ، هنگامهء جدال و معركهء قتال « 1 » گرم نمودند . و چون قزلباش از آداب و اطوار جنگ جنگلستان گيلان و گيلانيان اطلاع نداشتند و سپاه بيهپس و لشكر اميرهء گسكر از عواقب امور خود بىخبر ، زورآور شده ، بنه بر را كه سرداران لشكر بيهپيش در سر راه كيش كوله ساخته بودند ، درهم شكسته و بنابر مواضعهاى كه مير عباس سلطان حرام نمك با اميره سياوش خان و فرهاد خان داشت ، علمدار او به فرمان او علم را انداخته و خود در جنگ پشت نموده ، گذرگاه فرار از روى اضطرار ، به روى لشكر مير عباس سلطان و سپهسالاران لاهجان و سرداران ولايت بيهپيش گيلان گشاد ، چنان كه همگى پشت نموده ، روى به وادى هزيمت نهادند . نظامى : جهان نيرنگها داند نمودن * به درد آزيدن و ياقوت سودن در چاشتگاه روز مذكور بود كه خبر وحشت اثر انهزام لشكر و فرار سپهسالاران به خان احمد خان - والى لاهجان - رسيده ، به اتفاق چند نفر از مواليان و اقربا از دار السلطنهء لاهجان با خاطر خسته و دل شكستهء پريشان ، تخت و مملكت قديم را به ضرورت وداع و خير باد نموده ، از راه ملات و كياباغ روانهء فرضهء رودسر گرديد . و چون در آن اوقات كيا فريدون ملعون از سپهسالارى لاهجان معزول شده بود و بنابر آن كدورت ، در آن ايام [ كه ] جنگ و جدال بود ، اصلا از منزل و مقام خود حركت نكرده و پيرامن مقدمات جدال و قتال نگرديده ، به مقتضاى بد ذاتى و حرام نمكى ارادهء آن نيز مىكند كه خان احمد خان را كه ولى نعمت قديمى و مربى صميمى او بود ، اسير و دستگير نمايد . مير بهادر - برادرزادهء او - از راه مخالفت درآمده ،
--> ( 1 ) - در نسخهء د : قيام به جاى قتال .